امروز

سه شنبه, ۲ آبان , ۱۳۹۶

  ساعت

۰۷:۳۲ قبل از ظهر

اجتماع > اجتماعی – زوج مسلح که به سبک سریال‌های هالیوودی نقشه سرقت از بانکی در پایتخت را کشیده بودند، ماجرای این سرقت را بازگو کردند.

ساعت ۱۳دهم خرداد، مأموران پلیس در جریان سرقت مسلحانه‌ای در بزرگراه فتح قرار گرفتند. در این سرقت زن و مردی با استفاده از سلاح کمری به بانک هجوم بردند و با تهدید کارکنان آنجا دست به سرقت زدند. آنها اما هنگام خروج از بانک در محاصره مردم و کارمندان گرفتار شدند که مرد مسلح اقدام به تیراندازی کرد و یکی از کارمندان بانک از ناحیه پا زخمی شد.

با وجود این مردم مانع فرار دزدان شدند و آنها به دام افتادند. پرونده این سرقت مسلحانه برای رسیدگی بیشتر پیش روی قاضی نصرتی بازپرس دادسرای ویژه سرقت قرار گرفت و دیروز متهمان برای تحقیق به دادسرا منتقل شدند. در این جلسه کارمند بانک هم حضور داشت که به تشریح نحوه سرقت و گلوله خوردنش پرداخت. درادامه زوج سارق انگیزه‌شان از سرقت را مشکلات مالی عنوان کردند و برای ادامه تحقیقات در اختیار اداره آگاهی قرار گرفتند. پیش از آن اما زن جوان در گفت‌وگو با همشهری به تشریح ماجرای سرقت پرداخت.

  • چرا سرقت از بانک را انتخاب کردید؟

همه نقشه را همسرم کشید. ۴سال است که به عقد‌موقت او در آمده‌ام. از همسر اولم یک پسر دارم که زمان حادثه تهران نبود. ما مشکلات مالی زیادی داشتیم. تا حدی که همسرم چند وام گرفت و نتوانست قسط‌هایش را پرداخت کند تا اینکه یک روز بعد از دیدن یکی از سریال‌های هالیوودی بی‌مقدمه به من گفت بیا برویم سرقت. ۴روز قبل از سرقت بود که نقشه را کشید و ۲یا ۳بار به بانک مورد نظر رفتیم و آنجا را زیرنظر گرفتیم.

  • با همسر دومت چطور آشنا شدی؟

همکار بودیم. به‌خاطر اینکه حرف و حدیث پشت‌سریک زن بیوه نباشد با او به‌صورت موقت ازدواج کردم.

  • از جزئیات روز حادثه بگو؟

آن روز من و همسرم راهی بانک شدیم. هردو ماسک بهداشتی به‌صورت داشتیم و آن را کمی‌ سیاه کرده بودیم. کلت که شوهرم داشت متعلق به یکی از دوستانش بود. وقتی وارد بانک شدیم او با اسلحه کارکنان را تهدید کرد و از آنها خواست هرچه پول دارند در اختیارمان قرار دهند. آنها هم پول‌های روی پیشخوان را که ظاهرا حدود ۴۰میلیون تومان بود جلویمان ریختند. من هم به سرعت پول‌ها را برداشته و داخل کوله‌ای که همراهم بود ریختم. بعد از بانک خارج شدیم اما مردم سر ما ریختند و آنقدر کتکمان زدند که من از هوش رفتم.

  • آنها چطور متوجه شما شدند؟

کسانی که داخل بانک بودند با سر و صدا بقیه را که بیرون بودند خبر کردند.

  • سابقه‌داری؟

نه. وقتی شوهرم پیشنهاد سرقت داد من مخالفت کردم اما او اطمینان داد که هرگز گیر نمی‌افتیم. حالا هم معلوم نیست سرنوشتمان چه می‌شود.

منبع: همشهری انلاین

دیدگاهها

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

Comment moderation is enabled. Your comment may take some time to appear.

قالب وردپرسدانلود رایگان قالب وردپرسپوسته خبری ایرانیقالب مجله خبریطراحی سایتپوسته وردپرسکلکسیون طراحی