چرا گرینلند برای آمریکا اهمیت دارد؟

خبرگزاری مهر؛ گروه فرهنگ و ادب: ترامپ که از ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵ ریاست جمهوری دوم خود را آغاز میکند (دوره اول او از ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ بود)، گفته است که میخواهد گرینلند را بخشی از ایالات متحده کند و استفاده از زور نظامی یا اقتصادی برای مجبور کردن دانمارک به واگذاری آن به واشنگتن را رد نکرده است.
در همین زمینه علی معروفی آرانی، پژوهشگر حوزه صهیونیسم و یهودیت یادداشت اختصاصی را با عنوان «مرد پرحاشیه چرا سرزمین یخی را دوست دارد / بازگشت شرکتهای آمریکایی به گرینلند» در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده است.
کنترل بیشتر ایالات متحده بر گرینلند ممکن است به خاطر موقعیت استراتژیک و منابع آن به نفع واشنگتن باشد. گرینلند در کوتاهترین مسیر از اروپا به آمریکای شمالی قرار دارد و برای سیستمهای هشداردهنده آمریکایی در برابر موشکهای بالستیک اهمیت دارد.
در این یادداشت آمده است؛
از زمان پیروزی دونالد ترامپ رئیس جمهور منتخب آمریکا در انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده در نوامبر گذشته، او بارها به تمایل خود برای به دست آوردن کنترل بر گرینلند و کانال پاناما اشاره کرده و همچنین خواستار الحاق کانادا به ایالات متحده آمریکا شده است.
گرینلند جزیره بین اقیانوس اطلس شمالی و قاره آمریکای شمالی واقع شده و از حدود ۶۰۰ سال پیش تحت کنترل دانمارک است، اما حکومتی خودمختار دارد.گرینلند دروازهای به منطقه شمالگان محسوب میشود و دارای ۳۸.۵ میلیون تن اکسیدهای عناصر کمیاب خاکی، ذخایر عظیم اورانیوم و منابع نفتی دستنخورده و بکر است.
ترامپ که از ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵ ریاست جمهوری دوم خود را آغاز میکند (دوره اول او از ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱ بود)، گفته است که میخواهد گرینلند را بخشی از ایالات متحده کند و استفاده از زور نظامی یا اقتصادی برای مجبور کردن دانمارک به واگذاری آن به واشنگتن را رد نکرده است.
در واقع خرید یا تصرف نظامی گریلند ناگهانی و بیسابقه نیست. مقامات ایالات متحده مدتهاست که این منطقه یخزده را بهعنوان نقطهای حیاتی برای مقاصد دفاعی خود در نظر گرفتهاند و دونالد ترامپ اولین رئیسجمهور آمریکا نیست که به دنبال کنترل گرینلند بوده و با دانمارک در این مورد مذاکره کرده است. در سال ۱۸۶۷، اندرو جانسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، همزمان با خرید آلاسکا از روسیه، خرید گرینلند را نیز در نظر داشت.(۱)
ایالات متحده به دنبال گسترش حضور نظامی خود در این منطقه از جمله استقرار رادارهایی برای نظارت بر آبهای بین جزیره، ایسلند، و بریتانیاست. این آبها بهعنوان یک دروازه برای کشتیهای تجاری و زیردریاییهای هستهای روسی محسوب میشوند.جزیره از نظر منابع معدنی، نفت، و گاز طبیعی غنی است؛ با این حال، توسعه آن کند پیش میرود. فاصله پایتخت آن، نوک، با نیویورک کمتر از فاصلهاش با کپنهاگ است.
۱۰۰ میلیون دلار بهصورت طلا برای خرید گرینلند
کنترل بیشتر ایالات متحده بر گرینلند ممکن است به خاطر موقعیت استراتژیک و منابع آن به نفع واشنگتن باشد. گرینلند در کوتاهترین مسیر از اروپا به آمریکای شمالی قرار دارد و برای سیستمهای هشداردهنده آمریکایی در برابر موشکهای بالستیک اهمیت دارد.
زمانی که دانمارک توسط آلمان نازی اشغال شد، ایالات متحده به گرینلند رفت و پایگاههای شنود ایجاد کرد. سپس، پس از جنگ جهانی دوم، هری ترومن، رئیسجمهور آمریکا، دوباره ایده خرید کامل گرینلند را مطرح کرد. بر اساس اسناد طبقهبندیشده آن زمان، ایالات متحده در ازای تحویل جزیره، ۱۰۰ میلیون دلار طلا و دسترسی به نفت آلاسکا را به دانمارک پیشنهاد داده بود. این معامله صورت نگرفت، اما روابط ایالات متحده و دانمارک توسعه یافت و در سال ۱۹۴۹ ناتو تأسیس شد.
سالها پیش، در دوران ریاست جمهوری هاری ترومن، ایالات متحده به دنبال خرید گرینلند بهعنوان یک دارایی استراتژیک در زمان جنگ سرد بود و پیشنهادی به ارزش ۱۰۰ میلیون دلار بهصورت طلا ارائه داد، اما کپنهاگ این پیشنهاد را رد کرد.ترامپ نیز در طول دوره اول ریاست جمهوریاش در سال ۲۰۱۹ پیشنهاد خرید گرینلند را مطرح کرد، اما پیشنهاد او از سوی گرینلند و دانمارک رد شد.
سیاستمداران گرینلند از سال ۲۰۱۹ بر رشد همکاری و تجارت با ایالات متحده تأکید کردهاند.با این حال، آیا کمنٹس، عضو پارلمان دانمارک از گرینلند، معتقد است که باید بهطور قاطع ایده تسلط ایالات متحده آمریکا بر این جزیره رد شود و او نوشته است: “نمیخواهم ابزاری برای تحقق رویاهای دیوانهوار ترامپ در گسترش امپراتوریاش شوم تا سرزمین ما را هم شامل شود .”(۲)
کریستین سوبی کریستنسن، پژوهشگر مرکز مطالعات نظامی در دانشگاه کپنهاگ، گفت که دانمارک بهطور تاریخی ارتش امریکا را در گرینلند میزبانی کرده است، زیرا کپنهاگ توانایی دفاع از این جزیره وسیع را ندارد و همچنین به خاطر تضمینهای امنیتی ایالات متحده که از طریق ناتو به دانمارک داده شده است این کار را کرده است.
عناصر کمیاب خاکی نقش حیاتی در تولید گوشیهای هوشمند، خودروهای برقی و سلاحهای پیشرفته دارند. در حال حاضر، چین حدود ۹۰ درصد از فرآوری جهانی این عناصر را در اختیار دارد. عناصری که برای توسعه فناوریهای مهم، از تجهیزات الکترونیکی گرفته تا صنایع دفاعی، ضروری هستند. در چند دهه اخیر، چین سرمایهگذاری زیادی در استخراج و فرآوری این فلزات انجام داده است.
ترامپ و ترس از عقب ماندن از رقبا در گرینلند
این وابستگی شدید به چین باعث نگرانی برخی مقامات آمریکایی و اروپایی شده است، زیرا در صورت وقوع یک بحران ژئوپلیتیک، پیامدهای آن میتواند اقتصادهای وابسته به فناوری را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد.به همین دلیل است که ذخایر تقریباً دستنخورده گرینلند تا این حد مورد توجه قرار گرفتهاند.
چاکارووا همچنین درادامه تاکید کرد که با افزایش جهانی تقاضا برای مواد معدنی حیاتی، منابع گرینلند نقشی کلیدی در انقلاب صنعتی چهارم ایفا میکنند.
با این حال، استخراج منابع در شرایط سخت و دورافتاده گرینلند بسیار دشوار و پرهزینه است. علاوه بر این، بیشتر شرکتهای غیرچینی هنوز توانایی فرآوری عناصر کمیاب خاکی در مقیاس وسیع را ندارند.اما نگرانی واشنگتن فقط به منابع زیر یخهای گرینلند محدود نمیشود. برخی از مقامات آمریکایی افزایش همکاریهای روسیه و چین در منطقه شمالگان را یک تهدید جدی برای توازن قدرت در این منطقه استراتژیک میدانند.
براساس این گزارش، چین مدتی است که به دنبال نفوذ در منطقه شمالگان بوده است و در سال ۲۰۱۸، با وجود فاصله ۱,۴۵۰ کیلومتری از این منطقه، خود را «یک کشور نزدیک به شمالگان» اعلام کرد. اقدام نظامی روسیه در اوکراین و انزوای دیپلماتیک ناشی از آن، فرصتی برای چین فراهم کرد تا در این منطقه حضور پررنگتری پیدا کند. از آن زمان، دو کشور توافقهایی برای توسعه مسیر دریای شمالی امضا کردهاند، مسیری تجاری میان آسیا و اروپا که با ذوب شدن یخهای شمالگان، فرصتهای جدیدی برای کشتیرانی فراهم میآورد.
خرید جزیره گریلند برای بر مقابله با روسیه و نظارت بر فضا
ارتش آمریکا، یک پایگاه دائمی در پایگاه هوایی بتیوفیک در شمال غرب گرینلند دارد.به موجب توافقنامهای که در سال ۱۹۵۱ بین ایالات متحده و دانمارک امضا شده است واشنگتن حق دارد پایگاههای نظامی در گرینلند ایجاد کند و آزادی انتقال نیروها بر اساس اطلاعرسانی به دانمارک و گرینلند نیی در این توافقنامه تضمین شده است.
در اوج جنگ سرد، ۱۰ هزار سرباز آمریکایی در گرینلند مستقر بودند که این تعداد اکنون به حدود ۲۰۰ نفر کاهش یافته است. پایگاه هوایی توله، که به افتخار مردم بومی که زمینهایشان برای ساخت آن تخلیه شد، به پایگاه فضایی پیتوفیک تغییر نام یافت، شمالیترین پایگاه نظامی آمریکا است و برای شناسایی موشکهای بالیستیک و نظارت بر فضا استفاده میشود.اما این رابطه امنیتی بدون تنش نبوده است.
در سال ۱۹۶۸، یک بمبافکن بی ۵۲ آمریکایی که چهار بمب هیدروژنی حمل میکرد، در نزدیکی پایگاه هوایی توله سقوط کرد و مواد رادیواکتیو را برای کیلومترها روی یخها پخش کرد. این حادثه منجر به آلودگی محیط زیست و نگرانیهای جدی در مورد سلامتی انسانها و حیات وحش شد. دانمارکیها از این اتفاق خوشحال نبودند، بهویژه زمانی که متوجه شدند متحدشان به طور مخفیانه سلاحهای هستهای را در خاک آنها نگهداری میکرد.آنها اصرار داشتند که ایالات متحده این آلودگی رادیواکتیو را پاکسازی و به آمریکا بازگرداند، که این کار انجام شد، به جز قطعهای از یکی از بمبها که تا به امروز هرگز پیدا نشده است.
روابط متشنج بین آنها کمی بعد بهبود پیداکرد. در بیانیهای که به تازگی در وبسایت وزارت امور خارجه ایالات متحده منتشر شده، آمده است: «ایالات متحده و دانمارک یک مشارکت امنیتی قوی و پایدار دارند که بر مقابله با روسیه و همکاری صلحآمیز در منطقه شمالگان متمرکز است.»
خیانت آمریکا به متحدان خود در پروژه کمپ سنچری و «کرم یخی»
دانشمندان سازمان فضایی آمریکا با استفاده از فناوری پیشرفته راداری، یک «شهر» زیرزمینی را که در عمق ۳۰ متری زیر یخهای گرینلند مدفون بود کشف کردند.
بنابر اعلام ناسا، کمپ سنچری (Camp Century) که یک پایگاه نظامی متروکه بجا مانده از دوران جنگ سرد است در ماه آوریل توسط یک هواپیمای گلفاستریم ۳ این سازمان شناسایی شد.
هواپیمای تحقیقاتی ناسا با خود ابزارهایی راداری را حمل میکرد تا بتواند عمق ورقه یخی گرینلند و لایههای سنگی زیرین آن را ترسیم کند.این پایگاه موشکی که در عمق ۳۰ متری زیر یخهای گرینلند دفن شده است، زمانی به عنوان بخشی از برنامه نظامی جاهطلبانه و پنهان ایالات متحده طراحی شده بود.
الکس گاردنر، محقق یخشناس در آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا، در این باره گفت: «ما در حال مطالعه لایههای داخلی یخ بودیم که ناگهان کمپ سنچری را پیدا کردیم. در حالی که در ابتدا نمیدانستیم این چه چیزی است.»
کمپ سنچری به عنوان یک «شهر زیر یخ» طراحی شده بود و قرار بود شامل بیش از ۴۸۰۰ کیلومتر تونل برای مقابله تاکتیکی در جنگ هستهای با اتحاد جماهیر شوروی باشد.این پروژه توسط مهندسان ارتش آمریکا و به دستور رئیسجمهور وقت، دوایت آیزنهاور، در سال ۱۹۵۹ اجرا شد.
هدف از این پروژه، حفظ توانایی استفاده از موشکهای هستهای زمینی به عنوان بخشی از استراتژی بازدارندگی هستهای ایالات متحده بود.پروژهای که به نام «کرم یخی» (Iceworm) شناخته میشود، شامل طراحی تونلهایی در عمق ۲۸ متری زمین برای پرتاب ۶۰۰ موشک توسعهیافته موسوم به «آیسمن»(Iceman) در صورت وقوع جنگ هستهای میشد.
این موشکها توانایی پرتاب از سطح یخی و تخریب ۸۰ درصد اهداف ایالات متحده در اتحاد جماهیر شوروی و اروپای شرقی را داشتند.کمپ سنچری و پروژه کرم یخی در سال ۱۹۶۷ رها شدند. مشکلات ساختوساز در زیر یخهای متغیر گرینلند، خطر فروریختن تونلهای یخی و هزینههای هنگفت، که معادل بیش از ۲۵ میلیارد دلار امروز تخمین زده میشود، منجر به توقف آن شد.
پس از کنار رفتن پروژه سلاحها و سایر تجهیزات این مکان به حال خود رها شدند، اما آب شدن یخهای گرینلند در سالهای اخیر باعث آشکار شدن این ادوات شده است.در سالهای اخیر این پایگاه بار دیگر در کانون توجه قرار گرفت و آن زمانی بود که رئیسجمهور سابق آمریکا، دونالد ترامپ، ایده خرید گرینلند از دانمارک را برای بهرهبرداری از منابع نادر و استراتژیک آن مطرح کرد.
پی نوشت؛
۱- bbc
۲- نیویورک تایمز ۱۵ ژانویه ۲۰۲